خلاصه قسمت های 1 تا 43 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 1:8

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 1 عاصی:

دمیر دوغان، تاجر جوان و ثروتمندی است که به همراه دوست صمیمی خود کریم، برای تجارت و خرید زمین کشاورزی به انتاکیه شهر زادگاه خود مراجعه می کند. بیست سال پیش مادر دمیر که به عنوان کارگر در مزرعه یکی از خوانین روستا (پدر بزرگ عاصی) کار می کرده به اتهام دزدی از کار اخراج می شود، او که نمی تواند بی گناهی خود را ثابت کند تصمیم به خودکشی می گیرد و خودش و دمیر و ملک(خواهر دمیر) را از روی پلی در انتاکیه به درون رودخانه پرتاب می کند. در این حادثه مادر دمیر کشته می شود ولی دمیر خودش و ملک را نجات می دهد. بعد از گذشت بیست سال، دمیر روی همان پل می ایستد و به رودخانه نگاه میکند و همه خاطرات برایش زنده می شود. احسان کوزچی اوغلو به همراه خانواده و دخترانش به تازگی به شهر آمده اند. خانواده کوزچی اوغلو چندین نسل است که در انتاکیه به کشاورزی مشغول هستند و مزارع بزرگی دارند. عاصی، دختر احسان در امور کشاورزی و دامداری به پدر کمک می کند. یک روز که عاصی می خواهد یکی از بچه های روستا را که در حال غرق شدن بوده نجات دهد خود در آستانه غرق شدن قرار میگیرد. دمیر که همچنان روی پل انتاکیه ایستاده و به رودخانه نگاه میکند این صحنه را می بیند، به کمک عاصی رفته و او را نجات می دهد. دمیر و کریم برای خرید زمین با جمال(پدر بزرگ عاصی) صحبت می کنند. نریمان(مادر عاصی) این صحنه را می بیند و از فاطن(خواهر بزرگ عاصی) می خواهد که آن دو را برای میهمانی دعوت کند. رابطه احسان و جمال(پدر و پدربزرگ عاصی) به خاطر مسائلی که از گذشته بین آنها وجود داشته خوب نیست. جمال می خواهد برای رهایی از مشکلات مالی به احسان کمک کند ولی او قبول نمی کند. دمیر مشغول جستجو در قسمت قدیمی انتاکیه برای یافتن خانه قدیمی خودشان است. با تلفن با خاله اش سهیلا در استانبول صحبت می کند و از او آدرس دقیق منزل را می گیرد. سپس خانه قدیمی را پیدا می کند و خاطرات دوباره برایش زنده می شود. او از دستیارش می خواهد که آن خانه را خریداری کند.از طریق یکی از عکاسی های محل، دمیر چند عکس قدیمی از مادرش پیدا می کند. در مسیر حرکت به سمت خانه احسان(پدر عاصی)، دمیر و کریم عاصی را می بینند و او را سوار می کنند. دمیر به عاصی می گوید که باید در مورد رودخانه بیشتر دقت کند ولی عاصی قبول نمی کند. این موضوع باعث می شود که دمیر، عاصی را در میانه راه پیاده کند. کارگرها به احسان خبر می دهند که همه محصولات به خاطر آلودگی از بین رفته اند. احسان و عاصی عصبانی و ناراحت به سمت خانه حرکت می کنند. نریمان، از دمیر و کریم به خوبی پذیرایی می کند. کریم و فاطن(خواهر عاصی) کم کم به هم علاقه مند شده و با هم صحبت می کنند. دمیر چرخی در حیاط خانه می زند و مجددا خاطرات دوران کودکی با مادرش برای او تداعی می شود. او فکر می کند این خانه همان خانه ای است که مادرش در آنجا به عنوان کارگر کار می کرده است. احسان، با نگاه به ماشین دمیر عکس های قدیمی دمیر و مادرش را می بیند. دمیر وارد اسطبل می شود و در آنجا عاصی را می بیند.  یکی از کارگران مزرعه به دنبال عاصی می آید و عاصی اسطبل را ترک میکند. احسان وارد اسطبل می شود و دمیر را می بیند......به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, سوسکونلار, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های 44تا 75 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 1:3

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 44 و 45 عاصی:

 احسان به نریمان می گوید باید به سرعت خانه را تخلیه کنیم. نریمان می گوید من به خانه جمال می روم ولی احسان می گوید من به آنجا نمی آیم. احسان به خانه سهیلا می رود و برگه تخلیه را با عصبانیت به روی میز می کوبد. دمیر می خواهد با کریم و فاطن صبحانه بخورد. عاصی به فاطن تلفن می کند و موضوع اختاریه را مطرح می کند. دمیر با عجله به طرف مزرعه حرکت میکند. دمیر با تلفن از وکیل می خواهد که فورا و بدون اتلاف وقت اقدام کند. نریمان، جیلان و رولا به خانه پدربزرگ می روند و در آنجا برای اولین بار سلماشیخ را می بینند. سلماشیخ می گوید من دوست جمال هستم. همه تعجب میکنند. دمیر در مزرعه عاصی را می بیند و سعی می کند او را آرام کند. عاصی گریه می کند و می گوید پدرم خیلی این مزرعه را دوست دارد و همه درخت ها را با علاقه کاشته است. عاصی می گوید ما نمی توانیم بدون لمس خاک زندگی کنیم، سپس در حالی که گریه میکند سر بر سینه امیر می گذارد. دمیر صورت عاصی را نوازش می کند و سعی می کند او را آرام کند. کارگر دمیر با تلفن با او صحبت می کند و به وی می گوید که احسان را به خانه قدیمی آورده است. دمیر و عاصی به دیدار احسان می روند. احسان، دیوارهای خانه را نگاه میکند و کمی با دمیر حرف می زند.


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های76 تا 91 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:58

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 76 و 77 عاصی:

کریم و فاطن در حال شام خوردن هستند که دمیر زنگ می زند، فاطن میگوید او را به خانه بیاور و کریم میگوید تو به دمیر اتهام قتل زدی و می رود. خود فاطن از دمیر می خواهد به خانه بیاید ولی او قبول نمیکند. نیمه شب، کارگران به احسان می گویند که 70 متر حفر شده ولی به آب نرسیدیم و ادامه حفاری بی فایده است. احسان در حالی که ناراحت است دستور می دهد که تجهیزات حفاری جمع شود. سهیلا با او حرف می زند، احسان کمی به فکر فرو می رود سپس با شتاب به سمت دستگاه حفاری می رود و دستگاه را دوباره روشن میکند. در ماشین، کریم به دمیر می گوید بین من و فاطن فاصله افتاده و این فاصله هر روز بیشتر می شود و من نگران هستم. صبح روز بعد، عاصی به دمیر تلفن می زند و می گوید نریمان می خواهد تو را ببیند. دمیر به سهیلا میگوید به خاطر من و عاصی نسبت به نریمان کوتاه بیا. دمیر به خانه نریمان می آید، نریمان از عاصی می خواهد که اتاق را ترک کند، عاصی اول قبول نمی کند ولی با درخواست دمیر اتاق را ترک میکند. نریمان می گوید با توجه به مشکلاتی که بین خانواده ما و شما وجود دارد تو در ازدواج با عاصی مصمم هستی؟ دمیر می گوید بله من او را دوست دارم و او هم مرا دوست دارد. نریمان میگوید من با احسان صحبت میکنم و نتیجه را به تو میگوییم. 


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های92 تا 104 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:54

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 92 و 93 عاصی:

 اصلان و فاطمه برای نریمان غذا آورده اند ولی سلماشیخ در را برای آنها باز میکند. اصلان با دیدن سلماشیخ تعجب میکند. عاصی و دمیر درباره برنامه هایشان با احسان صحبت میکنند. دمیر میگوید طرح راه اندازی یک کارخانه را بررسی کرده ایم و زمین هم انتخاب شده، می خواهیم با شرکت ایستا مشارکت کنیم. احسان می گوید چیزهای خوبی درباره مدیر شرکت نشنیده ام می گویند در پول شویی نقش دارد. دمیر میگوید این حرف ها شایعه است، ایستا شرکت معتبری است و پرونده اش پاک است. احسان میگوید به هر حال احتیاط شرط عقل است. دمیر میگوید عمویم با مدیر این شرکت کار می کرد ولی من هم آنها را می شناسم مشکلی نیست. احسان می گوید پس توکل به خدا کار را شروع کنید. در فرودگاه کریم با نورا خداحافظی میکند. در خانه، سهیلا درباره دیدار ملک با علی از او توضیح می خواهد. ملک میگوید ما قرار قبلی نداشتیم و به طور اتفاقی همدیگر را دیدیم. سهیلا می گوید مراقب باش از این اتفاق ها  دوباره نیفتد.


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های 106 تا117 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:48

این خلاصه ها توسط آقای ساوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده"


خلاصه قسمت 106 و 107 و 108 عاصی:

 فاطن و ظفر به هتل بر می گردند. پس از جدا شدن ظفر، کریم به فاطن می گوید ظفر خلافکار است و تو نباید با او ارتباط داشته باشی. دمیر و عاصی در حال آماده شدن برای رفتن به میهمانی شام ملک و علی هستند. دمیر در حیاط خانه یک دسته گل می بیند و به فکر فرو  می رود. اصلان به احسان می گوید که درمورد سهیلا با نامیک صحبت کرده است. احسان می گوید یعنی تو بازپرس را تهدید کرده ای؟ سهیلا و نامیک کاملا عاقل و فهمیده هستند، اینگونه نمی شود با مسائل برخورد کرد تو اشتباه بدی کردی. ملک خطاب به دمیر و عاصی میگوید ما الان داشتیم در مورد مراسم صحبت میکردیم. ملک از عاصی نظر می خواهد و او می گوید هر طور صلاح شماست. علی می گوید ازدواج شروع مسئولیت و پایان آزاد زندگی کردن است، دمیر می گوید اگر می خواهی هنوز می توانی آزاد زندگی کنی. آنها کمی با هم صحبت میکنند. علی می گوید، من یک پیشنهاد دارم، عاصی تو شاهد عقد می شوی؟ عاصی میگوید نه، نمی توانم. علی می گوید اگر قبول کنی خوشحال می شویم، دمیر که عصبانی است می گوید شنیدی که گفت قبول نمی کنم در ضمن من هم راضی نیستم. دمیر و عاصی میز شام را ترک می کنند. 


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, سوسکونلار, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های 118 تا 129 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:34

  " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


 خلاصه قسمت 118 و 119 و 120 عاصی:

سهیلا از عارف و اصلان درباره عاصیه سوال می کند. عارف می گوید نمی دانم کی به دنیا آمد. دمیر از بیمارستانی که احتمال می دهد عاصیه در آن متولد شده باشد پرس و جو میکند ولی پرسنل بیمارستان می گویند هیچ گواهی تولدی به نام عاصیه ثبت نشده است. اصلان و عاکاشه برای اولین بار همدیگر را می بینند، عاکاشه که عاصیه را با خود آورده از اصلان به شدت انتقاد میکند ولی اصلان می گوید لطفا بس کنید من خودم به اندازه کافی آسیب دیده ام. اصلان متوجه می شود که عاصیه دختر عاصی است و با او بازی میکند. نامیک به دمیر می گوید با دوستان در اداره ثبت احوال صحبت کرده ام آنها قول کمک و همکاری داده اند و به ما خبر می دهند. دمیر از نامیک تشکر میکند. دمیر می گوید شاید من اشتباه می کنم شاید هم درست باشد، تا مطمئن نشوم خیالم آرام نمی شود. نامیک میگوید حق با توست، هر کسی جای تو بود همین کار را می کرد. کریم به رستوران فاطن می آید و روی یک از صندلی ها می نشیند، فاطن میگوید می بینم که هنوز نرفتی، کریم می گوید کار مهمی دارم که باید انجام  دهم. آنها کمی درباره گذشته صحبت میکنند. 


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های 130 تا 138 چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:29

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 130 و 131 و 132 عاصی:

اینجی، نتیجه اولیه آزمایش خون دمیر را با دقت نگاه میکند و این نتیجه را به چند دکتر متخصص دیگر هم نشان می دهد. نتیجه آزمایش ظاهرا موارد مشکوکی نشان می دهد. دمیر وارد بیمارستان می شود و اینجی با او صحبت می کند. دمیر می گوید من هیچ مشکل خاصی ندارم و الان هم وقت دکتر دارم. عاصی هم وارد بیمارستان شده و دمیر و اینجی را که با هم صحبت می کنند می بیند. اینجی به دمیر می گوید باید چند آزمایش دیگر هم بدهی و نوبت روانپزشک کودک را به تاخیر بیندازی. دمیر می گوید مشکل کجاست؟حتما باید آزمایشات جدید را انجام دهم؟ اینجی می گوید مشکلی نیست فقط به خاط وسواس بودن من است می خواهم مطمئن شوم که همه چیز درست است. دمیر می گوید من الان نوبت دکتر دارم اگر آزمایش یک ساعت به تاخیر بیفتد اتفاقی نمی افتد، چه در ذهن توست؟ اینجی می گوید درصد گلبول های سفید خونت خیلی بالاست باید دوباره آزمایش بگیریم ببینیم عفونت دیگری هست یا نه، دمیر می گوید این روزها حالم خیلی خوب است و در خونم فقط خوشبختی هست ولی شما هرچه بخواهید انجام می دهم کارم که تمام شد بر می گردم. 


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |

خلاصه قسمت های 139 تا آخر چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ 0:25

 " این خلاصه ها توسط آقای سیاوش جلال منش و بر اساس نسخه دوبله نوشته شده."


خلاصه قسمت 139 و 140 و 141عاصی:

ظفر به فاطن می گوید دیشب کجا بودی؟ فاطن می گوید اگر مرا تعقیب نکرده باشی با کریم بودم با او کمی صحبت کردم و به خانه برگشتم، شما مرا خسته کرده اید من باید بین تو و کریم یک نفر را انتخاب کنم، چرا من را مجبور می کنی؟ من هیچ کدامتان را نمی خواهم، در این شرایط نمی توانم انتخابی داشته باشم. ظفر می گوید این باعث خوشحالی است، بین بد و بدتر می خواهی کدام را انتخاب کنی؟ ظفر بلند می شود و با عصبانیت از رستوران خارج می شود. شب، دمیر به خانه سهیلا می آید. اینجی می گوید فردا صبح به استانبول می رویم، همه چیز هماهنگ شده و درمان را شروع می کنیم، خاله سهیلا هم با ما می آید، کریم می گوید من هم می آیم. حیدر می گوید من هم می آیم. دمیر میگوید چرا هیچ کس از من چیزی نمی پرسد؟ دمیر می گوید من می خواهم تنها بروم، هیچ کس با من نمی آید، شما هم به خاطر من اصرار نکنید، خواهش می کنم. سهیلا می گوید ولی دمیر..... دمیر نمی گذارد حرف سهیلا تمام شود و می گوید خاله جان، این مهمتر است، این که بیماری من را دخترم و عاصیه متوجه نشوند، نمی خواهم هیچ کس متوجه شود مخصوصا هیچ یک از همسایه ها، اگر همگی با هم به استانبول برویم، شک می کنند و بعد سوالات شروع می شود، به خاطر همین نمی خواهم کسی چیزی بداند. سهیلا می گوید احسان می داند. دمیر می گوید می داند؟ پس من بی خودی حرف زده ام؟ خاله چرا به او گفتی اگر به عاصی بگوید چه؟ سهیلا می گوید او به کسی چیزی نمی گوید مطمئنم. دمیر می گوید عاصی دختر اوست، سهیلا می گوید من احسان را خوب می شناسم.


برچسب‌ها: مراد ییلدیریم, عکس جدید مراد, همه چیز درباره مراد ییلدیریم, حلاصه داستان عاصی, خلاصه های سوسکونلار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط Tuba  | لینک ثابت |